باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

سفرنامه مشهد به روایت تصویر

آخر شهریور یهویی تصمیم گرفتیم بریم مسافرت مشهد ، از یزد رفتیم طبس و مشهد و از نیشابور و شاهرود و دامغان گذشتیم و رفتیم شمال و تهران و دوباره برگشتیم یزد توقف کوتاه در طبس اینجا باران بهم گفت من میرم لب اون حوض میشینم ازم عکس بگیر هومان بدنبال گربه های باغچه بخاطر شلوغی شبا میرفتیم حرم و چون هوا کمی سرد شده بود بچه ها رو فقط یه بار بردیم اسبهای مینیاتوری باغ وحش بقیه سفرنامه در ادامه مطلب نیشابور : آرامگاه عطار آرامگاه کمال الملک در جوار آرمگاه عطار دست نوازش کودکانم بر سر گربه های بومی آرمگاه خیام و حس و حال خوبش ...
11 آبان 1394

هومان بیست ماهه ما

شازده هومان بیست ماهه شد امروز ششمین روزیه که پسرم پاک پاک آخه شیر خوردن ترک کرده . پسرم حالا دیگه مردی شده خیلی کلمات رو میتونه بگه و اگه نتونست حتما یه جوری منظورشو بهمون میفهمونه خیلی مهربونه و خواهرشو خیلی دوست داره از دستاش خوب استفاده میکنه و دیگه از حالت نی نی در اومده و خیلی چیزای دیگه که الان یادم نمیاد در فرصت مناسب اضافه میکنم سیب : جیب یا دیب آقا : آگا باران (خواهرش ) : آدا یا گاهی بهش میگه با شیر : جیر ماشین : هن من : مه پا : با پا : پاشو بیا دودوخ : جوجوک (منظور کل پرندگان ) ایندا : اینجا دیپ : سیب کلا میوه هاب : خواب داخ : چون بهش گفتم چایی داغ یا ج...
9 آبان 1394

سلامی دوباره

دخترکم امسال 4 مهر به یاری خدا پیش دبستانی دو یا همون آمادگی رو شروع کرد . خدا رو شکر خوابش تنظیم شده و خیلی منظم تر و قانونمندتر شده خوشحالم که تو آزمون ورودی این مدرسه (مدرسه سیدالشهدا ) که یکی از مدارس خوب یزد هست قبول شد تا به حال که خیلی از عملکرد مدرسه راضی بودیم . اینم عکس های اولین روز مدرسه کلاس باران اسمش گل نیلوفر و خانم لبافی معلمشون هستن خوندن حروف الفبا رو بهشون یاد میدن بزودی به حرف ب میرسن که هم اول اسم باران هم اول فامیلیش   ...
9 آبان 1394

ششمین شمع تولدت

بهار زندگی من  ، دخترم شیش ساله شد. دخترکم بهترینها رو برات آرزو داریم یه کیک کوچولو و یه تولد کوچولو 5 نفره به همراه شازده هومان فوت کردن شمع با کمک هومان پی نوشت : لنز دوربین کمی کثیف بود عکسا تار شده ...
7 آبان 1394
1